نامه ای برای پست نشدن
نامه ای از سر دلتنگی دلباز معاصر
دلتنگی لاجرم جرم ناکرده ی آن سوی حصار
که در تهیدستان قلم تشنه و واژه سوارش مانده تنها
رویای بوی بی باغ ترین مریمیان کنون باقی
وباقی همه هیچ...
نامه ای برای پست نشدن نوشته ام
به خانه های دلگیر و صندوق پست نادیده هرگز
خانه ای که ثانیه های بلند دارد به بند
بندی که پیچک آیین می زند پیوند
به پندارهای بکر و ناب و سربلند...
نامه ای که می چکد شرم دویده از تن زخمی تمبرش
پای دیوارترین چینه ی مبسوط وز امرش!
ای توتمت تتمه توان من!
چامه ای برای ترانه نشدن سروده ام
برای بی تو و ترانه های مکتوبت نمردن
این جامه جل واژه ی بی لب را
بازا و قلم ساز کن!
تمام طول متن تمام می شوم
بزن بر تیتر آخر
مرا آغاز کن...
بهنام درزی بورخانی