نوازش تراپی
نوازش تراپی
بركه ي مهربان مرهمت
در باله ي سرانگشتاني حرير
بروسعت درد آشيانم ، رود مي گردد ؛
وزگودال گود زخم هاي تازه تازه و شرير
بيعت بهبود ، از شرمت سرود مي گردد ...
شريانم به شوري برآشوبد:
من از شرم دستانت ،
شوريده ي شوق ققنوس شدنم !
درمن حجمي خواهي يافت : بكر ، مومن و تسليم !
هنوز بكر : تابيكرانه هاي تقويم نگاهت
هنوز مومن : لبالب از ايمان امن آمدنت
هميشه تسليم : به تو ؛ از سلام تا سلام والسلام !
مرا قلبی ، خاطري و روحي است چنان
كه به ايمانت استاده ام قد قامت چنین!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۱ ساعت ۳ ب.ظ توسط behnam darzi
|