غزلك

 

توبگو: صله كدام قصيده اي ، اي غزل ؟


تونگو : رمق كدام تكيده اي ، اي غزل ؟!


گنه كدام قبيله بود عشق ؟ تونبين !


توبگو : قبله ي كدام عقيده اي ، اي غزل


گذركدام كوچه ي خوش بخت


تونگو كه غريب و چه غريب لميده اي ، اي غزل !


ثمركدام بهاري كه دگر وفانداري ؟


زچشم كدام چشمه ، چكيده اي ، اي غزل ؟


زمن خوش تر به دامت ، تو بگو كه نبود!


من هم نديدم زبام ما پريده اي ، اي غزل !


توبگو : غزل كدام سكوتي كه امشب


تاسحر، گرد لبم تنيده اي ، اي غزل ؟


تونبودي ؟ تو نخواستي غزلك ؟!


كه چنان گسسته اي ! كه چنين رميده اي ، اي غزل!


از حسرتت تا حضرتت چه ديواري است !


از صبرم تا قبرم ، سنگ كشيده اي ، اي غزل

 

برسرم دست ملامت ؛ توسرت اما سلامت !


از گذشته كه گذشتي ، به كجا رسيده اي ، اي غزل ؟!


عشق نابم را نديدي ! تب و تابم را نديدي !


جان من اي جان من ! پس چه را تو ديده اي ، اي غزل ؟!