The life after your eyes
تا به خدا سپردمت ، ثانيه تكرار مي شود
درون حجم سينه ام ، غمت تلنبارمي شود
با مژده ي ديدن تو ،نخفته بيدار مي شوم
با حس دست گرم تو ، تنم چه تبدار مي شود
بوي تو گيرد اين تنم ، وقتي به تو فكر مي كنم
روز دوباره ديدنت ، دل همه اصرار مي شود
به ذهن من نمي رسيد اينگونه در تو گم شدن
رو به هر آيينه كنم ، عكس تو تكرار مي شود
بدون حس بودنت ، بيا كه خانه خانه نيست
برسرخسته ي دلم ، مرگ است كه آوار مي شود
تسليم چشمت مي شوم، با آن نگاه مخملي
پيش دو چشم عاشقت ، عشق است كه اقرار مي شود
****
نبودي نديدي ...
ترانه تر مي شود از گريه شاعرانه ات
بي تاب تر هم مي شوم از بغض دلبرانه ات
هر واژه شاعر مي شود در ذهن پر تلاطمت
شعري براي من بگو از آن همه ترانه ات
تا آخرين آخر عشق ، نام تو تكرار مي شود
مثل صداي گريه ام ، در هر كجاي خانه ات
در به در يك واژه ام ، تا لايق نامت شود !
ترانه ها را بي خيال ، دلم كرده بهانه ات ...