به نام بهانه آفرین مهربان
... قراری در کار نبود ؛ قراری در کار نیست ! قرار نبود بیقرار شوم ؛ بیقرار تو ، تویی
که ازقرار ، تا نداری و منی که از بی قراری ، نا ندارم و در بیقراری ، تا ندارم !
تا همین دیروزتر ، خاموش و سگرمه پوش می آمدم و می رفتم ؛ ناگهان ، بی هوا به هوای
زنگ صدای آهنگین پشت سرم ، سر به هوا شدم تا دریابم لبی را که سرودِ رود است و
نی لبک گلوی باد ! نگو به لبه ی تاریکی، بهِ سقوطِ دل و بیدل نزدیک می شدم ! نگو !
یک مسیر کوتاه در کمرکِش ؛
غرامت مضاعف یک خاطره ...
عجولانه پیر خواهم شد
از داغی که بر دل نشست
بردلی که ...
تا دچار می شویم ناچار می شویم ...
به هزار بهانه ی عبوس و دیکتاتوری . تاب آوردم و دَم بر نیاوردم و در چشمانی که چشمه ی
نور و دشنه ی مستور بود توقف نکردم ؛ اما توان ِ ناتوان کردن ِ من و ما را تمرین کرده بود!
با شما که غریبه هستید ازچشمانی ترانه خواهم کرد که خدای ِ بنده خدا را به دلدادگی
می خواند، شیطان را که همه را از راه به در کند به یک نگاه ، دربدر کند ، فرشته ی مرگ
را به کام مرگ می کشاند و من ِ بنده خدا را ناسوده و فرسوده و دل سوته ، خونین تر از نبرد
تراژیک زرد و سرخ ِ غروبها وا می نهد و می رهد ؛ اما آخرین صف ِ رمقم در شبیخون ِ
لبخند برمودایی ویهودایی لبی ، تسلیم شد و تاریخ ذهن ِ حسرت خیزم ، هولناک تر رسید ...
به هوای ِ هوایی تر شدن ، به آهوی رمیده و شیطنت ِ لمیده ی باتلاق چشمانش ، نگاه ِ کشداری
کردم و همان ثانیه های تانگوی ِ نگاهم در بیشه ی کبود ِ چشمانش ...
در همان ثانیه ها ، می توان گفت مغلوب شدم ، مغلوب ِ نگاهی که شاعر می شود ، شاعری
که مغلوب می شود ، مصلوب می شود و حال ِ دلش ، خوب می شود ...
Trust death
تصور ندیدنت ، تصویر وقت مردنه
از لحظه ی بریدنت ، تقدیر چشمای منه
حماقت یه انتظار ، سهم منه تا وقت مرگ
یه خوره که جون می گیره رو زخمهای گونه ی برگ
یه قبر رو باز که میشه خونه ی بارون و تگرگ
تنت میشه یه مزرعه ، یه بی پناهی سترگ
کی میدونه چی می کشی ؟ تو رو چی داغون می کنه ؟
داغ کدوم عشق ، آخرش، یکی را مجنون می کنه ؟
گیر می کنه تیر خلاص ، وقتی داری جون می کّنی
اون وقته که خودت میای تیشه به ریشه ات می زنی
دستی از آسمان نزد پلی به دست سرد من
از تو نصیب من شده غصه ی بی نصیب شدن
اون که دلو باختم بهش ، حالا پی ِ دل باختنه
چرا به کی باختم تو رو ؟ باختن چرا بخت ِ منه ؟
دستام ازت بی خبره ، قاصدک از بومم پرید
اونکه تو را ازم گرفت یه خط رو موندنم کشید
زخمی تر از غروبم و از هر کسی خسته ترم
باید به آخر برسه جدال درد و پیکرم ...