آریانه

نه که بارون یا که شبنم تو خود حضرت ابری

واسه بی سقفی عابر آخرین مهلت ابری

 

مگه میشه نشه خواستت حتی تو روزای سختت

برکه ی سبز بهشته حتی دشت بی درختت

 

نه که دستم نرسه اینو بگم نه قسم به اسم پاکت

تو کدوم کوچه ی غربت میشه پیدا زیر بارون بوی خاکت؟

 

یه خلیج فارس و مومن پای نقشه توی چشمام زده ریشه

اسم تو رمز عبورش از گذشته تا هنوز حتی همیشه

 

تاریخ شکوه شرقه   همه دیوارای البرز

حسرت اسکندراست و یه هراس از جنس هرمز

 

نه که دستم نرسه اینو بگم نه قسم به اسم پاکت

تو کدوم کوچه ی غربت میشه پیدا زیر بارون بوی خاکت...