آریانه های دل
آریانه
نه که بارون یا که شبنم تو خود حضرت ابری
واسه بی سقفی عابر آخرین مهلت ابری
مگه میشه نشه خواستت حتی تو روزای سختت
برکه ی سبز بهشته حتی دشت بی درختت
نه که دستم نرسه اینو بگم نه قسم به اسم پاکت
تو کدوم کوچه ی غربت میشه پیدا زیر بارون بوی خاکت؟
یه خلیج فارس و مومن پای نقشه توی چشمام زده ریشه
اسم تو رمز عبورش از گذشته تا هنوز حتی همیشه
تاریخ شکوه شرقه همه دیوارای البرز
حسرت اسکندراست و یه هراس از جنس هرمز
نه که دستم نرسه اینو بگم نه قسم به اسم پاکت
تو کدوم کوچه ی غربت میشه پیدا زیر بارون بوی خاکت...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۰۹ ساعت ۵ ب.ظ توسط behnam darzi
|